ابراهيم اصلاح عربانى
222
كتاب گيلان ( فارسى )
مشكلات بيشمار در راه تلف گرديدند . اغلب مردم از انتقام روسها و كمونيستهاى ايرانى مىترسيدند و بيم آن داشتند كه به تلافى آزارهائى كه به طرفدارانشان وارد شده دست به كشتوكشتار بزنند . هنگامىكه نيروهاى دولتى رشت را تخليه كردند ، سران انقلاب به رشت مراجعت نمودند و احسان الله خان كه ظاهرا سمت نخستوزيرى را به عهده داشت طى اعلاميهاى مردم را دعوت به حفظ آرامش كرد و مخالفينى را كه در ايام اشغال شهر توسط قواى دولت دست به انتقامجوئى زده بودند مورد بخشش قرار داد . وى بار ديگر اتهامات مربوط به دشمنى كمونيستها را با مذهب تكذيب كرده چنين خاطرنشان ساخت : « ما بهيچوجه به عادات و آئين مملكتى و روحانيون اهانت روا نداشته و آنچه شايعات است كذب محض و تبليغات دشمنان است . هموطنان با اطمينان خاطر و امنيت به مساكن خود عودت نموده مشغول زندگانى جاريه خود باشيد و نيز از هركس و از هرطبقه بر عليه ما عملياتى مرتكب شده است عفو و اغماض كردهايم . در صورتىكه بازهم پيروى از تبليغات و اغوائات و تحريكات دشمنان وطن نموديد احساسات ما را نسبت به خودتان طور ديگر خواهيد كرد . » چون عده زيادى از مردم ، شهر رشت را ترك كرده بودند اغلب دكانها و مغازهها در بازار و خيابانها بسته بود و در شهر جنبوجوشى ديده نمىشد . ميرزا كوچك خان در جنگ قواى دولتى با ارتش سرخ و كمونيستها بىطرف مانده بود ولى كمونيستها شايع كردند كه افراد ميرزا قواى دولت را در جنگ يارى كردهاند . دولت انقلابى و مشاوران روسى آنها كه با توجه به احساسات مردم نسبت به سربازان ايرانى تا اندازهاى بر اشتباهات خود وقوف يافته بودند تصميم گرفتند در روش سياسى خود تجديد نظر نمايند . به دنبال اين تصميم جلسه فوق العادهاى با شركت ابو كف ، بانو بو لله همسر ابو كف ، مديوانى ، جعفر جوادزاده ( پيشهورى ) و علىاف تشكيل شد و طى آن در مورد خط مشى آينده كميته و دولت انقلابى اشتراكى ايران تصميم گرفت موقتا تبليغات كمونيستى را متوقف ساخته انقلاب را به نام انقلاب ملى آزادكننده ايران ادامه دهد و نام كميته انقلابى ايران را به كميته آزادكننده ايران تبديل نمايد اما اين تصميمات به مرحله اجرا درنيامد . قواى دولتى تا منجيل و رودبار عقبنشينى كرد . نيروهاى انگليسى نيز در برابر ارتش سرخ كمترين مقاومتى نشان ندادند و بدون برخورد جبههها را تخليه كرده تا منجيل عقبنشينى نمودند . در اينموقع مشير الدوله نخستوزير تصميم گرفت عناصر انقلابى شمال را دعوت به سازش كند و ضمنا هيئتى را براى مذاكره و رسيدن به توافق با دولت انقلابى شوروى به مسكو اعزام دارد . اما چون اميد زيادى به موفقيت نداشت به تقويت نيروهاى تحت فرمان استاروسلسكى پرداخت . تلاش دولت براى سازش با جنگل به جائى نرسيد و قواى دولتى يك بار ديگر با تجهيزات كاملتر و افراد بيشتر به گيلان و مازندران حمله كرد ؛ در اواخر شهريور نيروى تحت فرمان استاروسلسكى به رشت نزديك شد . روز اول مهرماه 1299 كمونيستها رشت را تخليه كرده به طرف بندر انزلى عقبنشينى كردند . شهر به تصرف قواى دولتى درآمد و نيروهاى انقلابى مازندران نيز عقب رانده شد . در اين نوبت اهالى حزم و احتياط بيشترى نشان دادند و از تظاهرات خصمانه نسبت به ارتش سرخ و كمونيستها خوددارى نمودند امّا از كمك به نيروهاى دولتى و ابراز احساسات دوستانه دريغ نكردند . واحدهاى ارتش سرخ در حسنرود و پشت خمام موضع گرفتند و سربازان ايرانى كه در تعقيب دشمن بودند نبرد سختى را با آنان آغاز كردند . ميرزا كوچك خان به سربازان ايرانى اجازه داد كه از كوهپايه و صومعهسرا و فومنات عبور كنند و از نظر تهيه خواروبار براى آنان تسهيلاتى فراهم ساخت ولى از شركت در عمليات جنگى خوددارى نمود . روسها به وسيله توپهاى دريائى خود از مرداب پيربازار و آبهاى ساحلى ، نيروهاى دولتى را زير گلوله گرفتند . كميته انقلابى ايران اعلاميهاى خطاب به استاروسلسكى منتشر ساخت و متذكر شد كه نبرد او با نيروهاى انقلاب خدمت به انگلستان است و از وى خواست كه به ترك مخاصمه مبادرت ورزد . استاروسلسكى در پاسخ طى اعلاميه مفصلى خاطرنشان ساخت كه هيچگونه ارتباطى با انگليسيها ندارد و در خدمت ايران صادقانه انجام وظيفه مىكند . وى كميته انقلابى را دعوت كرد كه راه كج را رها كرده به راه راست بازگردد و در پايان از خداوند خواست كه افراد كميته انقلابى را به راه افتخار و شرف هدايت و راهنمائى فرمايد . پاسخ استاروسلسكى نيز بىجواب نماند و كميته انقلابى طى اعلاميه مفصلى افسر روسيه تزارى را بار ديگر به ترك مخاصمه و نبرد دعوت كرد . هيچيك از طرفين به وعده و وعيدهاى يكديگر وقعى ننهادند و جنگ مدت يك ماه ادامه يافت . بالاخره بر اثر كمكهاى ارزنده نيروى دريائى شوروى قواى ايران مجبور به عقبنشينى گرديد و روز سىام تيرماه شهر رشت را براى دومينبار تخليه كرد . چند ماه مبارزه مداوم و مشكلات بيشمارى كه از نرسيدن نيازهاى اوليه زندگى و احتياجات نظامى و جنگى ناشى مىشد سربازان و افسران ايرانى را خسته و فرسوده كرده بود . گيلان بار ديگر زير نفوذ كمونيستها قرار گرفت . چون چرخ زندگى در اين منطقه از حركت بازايستاده بود كميته انقلابى ايران بازهم ناچار شد با انتشار اعلاميهاى مردم را به فعاليت و پرداختن به كارهاى روزمره تشويق نمايد . طى اين اعلاميه كه به دو زبان فارسى و روسى منتشر شد آمده است : « در اين موقع كه اردوى انقلاب سرخ به واسطه رشادت و فداكارى افراد و صاحبمنصبان شجاع انقلابى ، رشت را به حيطه تصرف درآوردهاند باز بعضى از اهالى به اطراف متفرق شدهاند . يا للعجب اين مردم دوست را از دشمن تميز نمىدهند ؟ تمام اين جوانان آزاد رشيد روسيه كه به نام انسانيت سرهاى خود را در كف دست گرفته به كمك ما آمده فداكارى مىكنند براى استرداد حقوق مغضوبهء ملت ايران و آزاد كردن اهالى ايران از چنگال آهنين دشمنان خارجى و داخلى است و تمام اهالى را دوست خود دانسته و طرفدار آنها هستند . اهالى از هر حيث مطمئن باشند و بيايند سر خانه و زندگى خود . اصناف ، كسبه و تجار مشغول كاسبى بوده و احدى حق مزاحمت و تعرض به آنها را نخواهد داشت . » انتشار اين اعلاميه نيز در روحيه اهالى تأثيرى به جاى نگذاشت ؛ كسب و كار متوقف شده و شهر كاملا از جنبوجوش افتاده بود . طى مدتى كه كمونيستها رشت را ترك كرده به بندر انزلى رفته بودند كميته انقلابى ايران در هيئت كميسرهاى ملى تغييراتى داد و عنوان هيئت كميسرها را به هيئت مسئولين تبديل كرد . در هيئت مسئولين بر خلاف هيئت كميسرها ترك زبانهائى